لینکهای روزانه
  â عکس هایی از کلیسای بوشهر
â عکس هایی از لنج های بوشهر
â عکس هایی از خانه رئیسعلی دلواری
â چیستان و معما
â جوکهای خواندنی
â تصاويري از ماشينهاي زيبا
 
بايگانی
 

âموضوعی

âماهانه

مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴

 
صفحات
 

âموضوعی

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸

 
لینکهای ورودی
  justladyhoz.free.bg
mkdtkudkde.my3gb.com
msrtseda.my3gb.com
srtjdtkfga.my3gb.com
myjanet.40gigs.com
dietaplus2010dj.free.bg
dietgirlcbd.nahezu.de
jdietaaqu.hit.bg
hudobaia.free.bg
newdietfa.hit.bg
diabetdietazu.surge8.com
justladyytx.hit.bg
hudoiw.leadhoster.com
myjaner.40gigs.com
mydietasysw.free.bg
ladyfitnesszr.free.bg
hudoie.leadhoster.com
nadietefu.foren.in
myjaney.40gigs.com
rudietqc.hit.bg
 
لینکهای ثابت
  هفته نامه نسيم جنوب
عمو پورنگ
كوچولوها
كودكان
كانون پرورش فكري
دارا و سارا
 
آمار بازدید
 

امروز: ۶۳۰ بازديد
ديروز: ۱۶۰۰ بازديد
اين ماه: ۲۹۵۴۵ بازديد
از ابتدا: ۳۶۲۰۷۹ بازديد

 
 
 
 

. ۰۴ فروردين ۱۳۸۸

 
 

  پیامک های بوشهری ها در عید 1388

سلام. عيدتان مبارك. بيش از 400 پيامك  در روز نوروز براي بابام آمد. چند تا را که از آنها خوشم آمد؛ انتخاب كردم تا ببينيم بوشهري ها چه پيامك هاي نوروزي براي هم فرستاده اند:

 

دهدار:

قداست ايران، بلندي دماوند، اصالت نوروز، قدرت آرش، شرافت كاوه، غيرت بابك، نجابت مازيار، زيبايي شيرين، عشق فرهاد، شكوه جمشيد، عمر پرسپوليس، منش كوروش، پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك، را از اهوراي پاك ، برايتان در اين نوروز سعيد آريايي آرزو مي كنم.

 

نصيري

بر ما سالي گذشت، بر زمين گردشي و بر روزگار حكايتي . شايد كه آن كهنه رفته باشد به نيكويي و اين نو همي آيد به شادي.

 

ارژنگ

بوي باران،

 بوي سبزه،

بوي خاك شاخه هاي شسته، باران خورده پاك

آسمان آبي و ابر سپيد

برگ هاي سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهاي شاد

خلوت گرم كبوترهاي مست

نرم نرمك مي رسد، اينك بهار

خوش به حال روزگار

انشاءالله هميشه در پناه مرتضي علي

 

زردشت دواني

درود، درودي به بزرگي خليج هميشه فارس وشاد باش نوروزي به بلنداي دماوند و آرزوي تندرستي به جاودانگي نگاره شير و خورشيد. سال 1388 خورشيدي تهنيت باد.

 

شريفيان:

روز نو ، نوروز نو، روزگار نو

مرحمت كن اي خدا، پندار نو، گفتار نو، كردار نو.

 

كنگاني:

آغاز سال 7031 آريايي، 3747 زردشتي  و 1388 خورشيدي خجسته باد

(زنده باد ايران، پايدار باد خليج تا ابد فارس )

 

سجاد:

بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند (باراك حسين اوباما)

عيد شما مبارك

 

ذاكري:

در اين فرخنده فروردين و فرخ جشن نوروزي نصيب دوستان ما سلامت و سعادت باد

 

فرهي:

مثل ماهي زنده، مثل سبزه زيبا، مثل سمنو شيرين، مثل سنبل خوش بو، مثل سيب خوش رنگ، مثل سكه با ارزش، باشيد. سال نو مبارك

 

حصيري:

آراست جهاندار دگر باره جهان را، چون خلد برين  كرد زمين را و زمان را

 

ولي زاده:

بوي باران بوي سبزه بوي خاك، نرم نرمك مي رسد اينك بهار، خوش به حال روزگار، خوش به حال غنچه هاي نيمه باز، اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار

 

رجب زاده:

سلامتي، سربلندي، سروري، سالاري، سرافرازي، سعادت و سخاوت را كه بهترين هفت سين سال است براي شما و خانوده محترم آرزمندم. نوروز مبارك

 

نظامي :

در رستاخيزي دوباره، هم نوا با طبيعت، بخوان به نام گل سرخ در رواق سكوت، كه موج و اوج طنينش زدشت ها گذرد، پيام روشن باران ز بام نيلي شب، كه رهگذار نسيمش به هر كرانه برد. نوروز شما خجسته باد

 

اميد:

سلامتي ، سعادت، سيادت، سروري، سروري، سبزي، سرزندگي هفت سين سفره زندگيتان باد.

 

معروف

برآمد باد صبح بوي نوروز

به كام دوستان و بخت ديروز

مبارك بادت اين سال و همه سال

همايون بادت اين روز و همه روز

 

فولادي:

يك نفس ياد خدا، يك سبد خاطره آسوده و شاد، يك بغل شبنم آرامش صبح، هزار آينه از جنس دعا، همه تقديم شما.

 

دواني:

سال، نو گشت به ياران كهن مژده دهيد كه بهار آمد.

 

افشين:

روزها بگذشت و تقويم زمان تكميل شد، سالمان با صداي حول حالنا تحويل شد.

بهارتان سبز و آباد، دلتان فرخنده و شاد

 

صفوي:

فرار سيدن نوروز باستاني، يادآور شكوه آريايي و يگانه يادگار جمشيد، بر همه ايرانيان راست گفتار و نيك كردار خجسته باد.

 

انصاري:

من بدون اجازه دفتر 365 برگ جديدت را دادم به خدا كه به بهترين تقدير را براي تو بنويسد.

نوروز 88 مبارك باد

 

موحد:

انديشه ات، گفتارت و كردارت نيك باد. نوروز باستاني مبارك باد

 

اسدي:

خيز و بنه مجمر اسپند را

جام مي و مشربه ي قند را

باده بده مردم بازار را

عطر بزن هم گل و گلزار را

 

رشید پور:

دلت شاد و لبت خندان بماند

برايت عمر جاويدان بماند

خدا را مي دهم سوگند بر عشق

هر آن خواهي برايت آن بماند

به پايت ثروتي افزون بريزد

كه چشم دشمنت حيران بماند

تنت سالم سرايت سبز باشد

برايت زندگي آسان بماند

تمام فصل سالت عيد باشد

چراغ خانه ات تابان بماند

 

معمار:

بهار اين مظهر تحول و سرسبزي دوباره آمد تا بگويد اگر نمي شود هميشه سبز ماند، مي شود دوباره سبز شد.

 

زارع:

خندان لبتان، شاد دلتان، سالم تنتان، روشن چشم تان، سبز سرايتان.

 

محمدي:

اي كاش زندگي فوتبالي بود و ما خوشي را پاس، جدايي را شوت، بي وفايي را خطا، غم را آفسايد، و محبت را گل مي كرديم تا بتوانيم شادمانه تر در درياي هستي شنا كنيم .سال نو مبارك

 

بناري:

شكوفه محبت و نوزاش نسيم بهار و لطف حق سايه سار وجودتان باد. عيد نوروز مبارك

 

 

يوسفي:

بهار آمد مباش از مستي اش دور

بياموز از طبيعت شادي و شور

بيا پايي بكوب و دستي افشان

فروزان كن تو هم شمعي در اين شور

اجرايي:

بهار بارور، نوروزت نوآيين و اميد هاي سالت بي زوال باد.

 

رضوي :

اي مقلب ، قلب  ما را آزاد كن

اي مدبر، خانه را آباد كن

اي محول، احسن الحالم  نما

از بدي ها فارغ البالم نما

سال نوبر شما و خانواده ي محترم مبارك

 

رحماني فرد:

بها را به تو ،نه ، تو را به بهار ،تبريك مي گويم 

 

رستم جبري:

سبز ها روييدن، گل ها شگفتن، قناري ها آواز سر دادن، رودها  جاري شدن، تا بگويند نورزتان پيروز

 

 

 

 
 

. ۲۸ اسفند ۱۳۸۷

 
 

  سروش و نرفتن به اردو

یک روز وقتی دیر به مدرسه رسیدم، سعی کردم که کسی مرا نبیند و یواشکی خودم را در صف جا دهم که تقریبا موفق شدم. بعد مدیر آمد سر صف و توضیح داد که به ما بخشنامه رسیده چون امسال تعطیلی زیاد بوده از اردو خبری نیست.

همه ی بچه ها از این حرف آقای مدیر دادشان در آمد.  من در این  مطلب می خواهم بگویم مگر ما گفتیم باران بیاید و مدرسه ها را تعطیل کنند؟ مگر ما گفتیم گرد و خاک بیاید و مدرسه ها تعطیل شود؟ تازه از این گذشته، بیشتر مدارس بوشهر به اردو رفتند و چون اردوی ما را هی امروز و فردا کردند تا دور شد و ما را نبردند تا بخشنامه آمد. اردو نرفتن ما تقصیر کیه؟

 

 
 

. ۱۹ اسفند ۱۳۸۷

 
 

  سروش مبصر مي شود

سلام من در اين مطلب مي خواهم درباره قيام دانش آموزان اول چهار مدرسه شاهد بر ضد مبصر به رهبري سروش قيصي زاده را برايتان شرح دهم :

مبصر اسم من را هر زنگ بدون استثنا مي نوشت. گذشت و گذشت تا فكري به نظرم رسيد كه گروهي را بر عليه مبصر به نام «گروه ضد مبصر» تشكيل بدهم و همين كار را هم كردم كه با حمايت عجيب بچه ها روبرو شدم. در گروه ضد مبصر بيشتر دانش آموزان كلاس بودند كه بر عليه مبصر از انجام دادن هيچ كاري كوتاهي نمي كرديم. بارها و بارها پيش مدير و ناظم رفتيم و خواستار بر كناري مبصر شديم ولي ناموفق بوديم. ما بر عليه مبصر شعار مي داديم و زنگ هاي تفريح مخفيانه وارد كلاس مي شديم و شعار بر عليه مبصر مي نوشتيم. آن قدر مبصر را اذيت كرديم تا مبصر استعفانامه نوشت و آن استعفا را پيش ناظم برد، ولي ناظم قبول نكرد. تا اينكه يك روز همه ي دانش آموزان به غير از مبصر، رفتيم پيش مشاور مدرسه و بر عليه مبصر شكايت كرديم. مشاور مدرسه به مبصر گفت بيايد و مبصر هم آمد. به مبصر گفت يك دانش آموزپيدا كن تا به نفع تو شهادت بدهد، مبصر ناكام ماند و نتوانست يك دانش آموز بنفع خود پيدا كند و تصميم گرفتند كه انتخابات مبصر كلاس از دوباره تشكيل شود.

 به اصرار بيشتر دانش آموزان كلاس، من كانديدا شدم و در اين انتخابات بين 7 نفر كانديدا و 29 نفر شركت كننده، من با 20 راي اول شدم و جشن بركناري مبصر قبلي را گرفتيم. جمعي در دفترشان شعار مي نوشتند و يك گروه هم مرا بالا بردند و شعار مي دادند: قيصي زاده فرشته است / ديو چو بيرون رود قيصي زاده در آيد / امروز روز آزاديست جاي معتمد خاليست (معتمد آن روز غايب بود).

اين بود كه من شدم مبصر كلاس.

 

 
 

. ۱۳ بهمن ۱۳۸۷

 
 

  سروش و ديوان حافظ

سلام من در این مطلب می خواهم 2خاطره از مدرسه بگویم :

1- یک روز که در کلاس بودیم و معلم ادبیات داشت در مورد پروین اعتصامی حرف می زد، گفت که اثر پروين اعتصامي يك دیوان بوده به نام ... که یکی از بچه ها يك دفعه گفت آقا دیوان حافظ.

2- یک روز من با مبصر دعوام شد که مبصر پیش مدیر رفت و چغلی من را کرد که من که در کلاس بودم، گفتم چه کسی دید که مبصر با من دعوا كرد؟ همه ی بچه ها غیر از مبصر دستشان را بالا کردند. گفتم خوب هرکس دیده با من بیاید تا برویم پیش مدیر. یکی از بچه ها گفت سروش بذار زنگ تفریح كه زدند برویم.

خوب ما صبر کردیم که زنگ تفریح برویم اما وقتی که زنگ تفریح شد هر چه به بچه ها گفتم که بیایید برویم پیش مدیر كسي نيامد و به هرکس كه می گفتم فرار مي كرد.

- اين هم عكس من و دوستانم در كلاس اول راهنمايي مدرسه شاهد: از راست به چپ: مصدق زاده – عباس احمدي – خودم – جمالي – صفدري – خوشنيت – آن دو نفري هم كه غش كرده اند: اكبر پور و خادمي هستند.

 

 
 

. ۲۴ دی ۱۳۸۷

 
 

  دو خاطره از مدرسه رفتن سروش و پرهام

سلام. من می خواهم دو خاطره دیگر از مدرسه رفتن خودم و پرهام برادرم را به شما بگویم. اول خاطره خودم:

یک روز سر کلاس کامپیوتر بودیم و معلم کامپیوتر آمد و به ما گفت کی این را دیده؟ بعد یک فلاپی را که در دست داشت به ما نشان داد. بچه ها نگاهی به معلم کامپیوتر کردند و گفتند: آقا بی خیال فلاپی. فیلیتر شکن چی داری؟

خاطره پرهام: پرهام که به پیش دبستانی می رود، خاطرات مدرسه رفتنش را هر روز برای ما تعریف می کند. یک روز گفت امروز همه سر کلاس خواب بودند و فقط من بیدار بودم و خانم معلم برای من درس میداد. علت اینکه پرهام هم بیدار بوده این بود که پرهام ساعت 9 از خواب بیدار شده بود و به مدرسه رفته بود و بقیه که ساعت 7 رفته بودند، همه به خواب رفته بودند.

 

 
 

. ۰۲ دی ۱۳۸۷

 
 

  سروش و چند خاطره از مدرسه

۱- داشتم با محمد معتمد در زنگ تفریح راه می رفتیم که یک هم کلاسیم را دیدیم. به شوخی از او پرسیدیم اگه گفتی رییس جمهور ایران کیست؟ که او با جدیت به ما جواب داد این که معلومه خاتمی است. این خاطره ای رو که من از مدرسه گفتم جدی است.

۲- یک روز دیگر که به مدرسه آمدیم سر کلاس زبان بودیم که یکی از بچه های کلاسمان خوابش رفت. معلم زبانمان گفت ولش کنین اگر الان بخوابد بهتر از این است که از زنگ اول تا زنگ آخر خمیازه بکشد.

۳- یک روز دیگر که به مدرسه آمدیم مبصر اسم بیشتر بچه های کلاسمان را در بدها نوشت و بچه های کلاس شعار هایی همانند ... هیا کن مبصری رو رها کن می خواندند. بر علیه مبصر تومار هم نوشتیم ولي آن را اشتباهی در صندوق مشاور انداختیم، و باز مجبور شدیم یک تومار دیگر بنویسیم و آن را در صندوق ارتباط با مدیر بیندازیم.

 

 
 

. ۰۸ آذر ۱۳۸۷

 
 

  عكس هاي سروش از سومين سالگرد اتشي

درب ورودی آرامگاه آتشی

آقای امید غضنفر مجری مراسم

قبر منوچهر آتشی

آقای یاحسینی سخنران مراسم

قبر آتشی در کنار قبر شیخ حسین خان چاهکوتاهی

از راست: اقای هوشیار- آقای معتمد - آقای جهانبخشان - آقای قیصی زاده (بابام)-

 نشسته آقای فقیه - آقای حشمتی

از راست: آقای فروزانی - آقای زنگنه - آقای شمسی زاده - آقای قیصی زاده (بابام) - آقای عرفان

 

 
 

. ۰۶ آبان ۱۳۸۷

 
 

  سروش در تخت جمشيد

تخت جمشيد نام يكي از شهر هاي ايران بوده كه ساليان سال پايتخت حكومت هخامنشيان بوده است. ساخت تخت جمشيد در زمان داريوش كبير شروع  شد و ساختن آن 120 سال طول كشيد. كاخ آپادانا – كاخ تچر – كاخ هديش – كاخ ملكه – مجلس بارعام – آرامگاه اردشير سوم – آرامگاه اردشير دوم – كاخ نيمه تمام اردشير – كاخ دروازه ي ملت ها و سرستون دو سر عقاب از بنا هاي مهم تخت جمشيد هستند .

كاخ آپادانا از قديمي ترين بناهاي تخت جمشيد است و به دستور داريوش كبير ساخته شده و براي جشن هاي نوروزي استفاده مي شد .

كاخ تچر توسط داريوش كبير بنا شده و كاخ اختصاصي داريوش كبير بوده روي كتيبه اي آمده است كه من داريوش اين تچر را ساخته ام .

كاخ هديش كاخ خصوصي خشايار شاه است كه احتمال مي رود كه آتش سوزي تخت جمشيد از همين منطقه شروع شده باشد، زيرا يوناني ها از خشايار شاه نفرت داشته اند و اين هم سرگذشت كاخ هديش.

كاخ ملكه توسط خشايار شاه بنا شده و نسبت به بقيه بناها در ارتفاع پايين تري قرار دارد.

 خوب برسيم به سرگذشت تخت جمشيد كه توسط اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد و ويرانه هاي آن الان پا برجاست. ما در سفري كه به شيراز داشتيم به تخت جمشيد رفتيم و از دور كه نگاه تخت جمشيد مي كردي از ستون هاي بلند آن معلوم بود كه چه آثار زيبايي هخامنشيان از خود به جا گذاشته بودند. بناهايي كه ديگر كسي نتوانست مثل آن را درست كنند. تخت جمشيد بنايي بود كه هنر ايراني ها را به رخ جهانيان مي كشيد.

عكس هايي از من و پرهام را در تخت جمشيد مي بينيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

. ۱۳ مهر ۱۳۸۷

 
 

  سروش و اولين روز در راهنمايي

من در اين مطلب مي خواهم در مورد اول مهر صحبت كنم روزي كه اكثر بچه ها با ذوق و شوق به مدارس راهي ميشوند. من وارد سن نوجواني شده ام و به مدرسه ي راهنمائي شاهد رفتم. وقتي كه وارد مدرسه شدم مدرسه ي سرسبز و زيبايي نشان ميداد و مدير مدرسه در مورد اين كه ما ديگر از دبستان خارج شديم و وارد سطح راهنمايي شديم صحبت كرد. اكثر دانش آموزان  از دوستان من بودن و آن هايي كه نيز دوست من نبودند با من دوست شدن. اولين معلمي كه وارد كلاس شد معلم رياضي بود، او براي ما توضيح داد كه ديگر از سطح دبستان خارج شديم و بايد اخلاق و رفتار جديدي را پيدا كنيم. معلم رياضي معلم خوبي به نظر مي رسيد او گفت كه هر زنگ معلم تازه اي به كلاس مي آيند و معلمان يكي يكي آمدند و ما با آن ها آشنا شديم تقريبا بيشتر آن ها مي گفتند راهنمايي همانند كوهي است كه بعضي ها با موفقيت از آن كوه رد ميشوند ولي بعضي هاي ديگر با ناكامي. معلمانمان به ما گفتند كه شما سعي كنيد جزو افرادي باشيد كه با موفقيت از اين كوه خارج مي شوند. خوب اين هم اولين خاطره ي من از روز اول مدرسه .

عكس مرا به همراه پرهام در كنار آقاي شيخ ابولي معلم كلاس چهارمم كه يك معلم بزرگ و درست كار است و زحمت زيادي براي من كشيد و من خيلي از او سپاسگزارم را مي بينيد.