لینکهای روزانه
  â عکس هایی از کلیسای بوشهر
â عکس هایی از لنج های بوشهر
â عکس هایی از خانه رئیسعلی دلواری
â چیستان و معما
â جوکهای خواندنی
â تصاويري از ماشينهاي زيبا
 
بايگانی
 

âموضوعی

âماهانه

مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴

 
صفحات
 

âموضوعی

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸

 
لینکهای ورودی
  bizplane.50webs.com
dintimu.321webs.com
cstyler.freewebhostx.com
cintimus.surge8.com
cintimu.321webs.com
bstyler.freewebhostx.com
bintimus.surge8.com
bintimuq.cwahi.net
bintimu.321webs.com
astyler.freewebhostx.com
aintimus.surge8.com
aintimuq.cwahi.net
aintimu.321webs.com
hudoigec.belastend.de
bestdietis.domain.lc
myjaneij.ausgebaut.de
missfitoi.uns24.de
hudoivh.ohne-druck.de
dietajts.proving.de
bestdietacs.npx.de
 
لینکهای ثابت
  هفته نامه نسيم جنوب
عمو پورنگ
كوچولوها
كودكان
كانون پرورش فكري
دارا و سارا
 
آمار بازدید
 

امروز: ۱۰۲ بازديد
ديروز: ۱۶۸۵ بازديد
اين ماه: ۲۲۲۳۲ بازديد
از ابتدا: ۳۵۴۷۶۶ بازديد

 
 
 
 

. ۱۹ مرداد ۱۳۸۸

 
 

  تولد یکی از سران جنبش سبز

بازهم تولد، ولی نه تولد عادی, تولد کسی که شخصی شناخته شده در بین الملل است. کسی که او را یکی از سران گروه جنبش سبز یا به قول بعضی ها کودتای مخملی می شناسند. کیکش راانتخاب کرد آن هم نه هرکیکی, کیک مرد عنکبوتی. او به همراه دوستداران جنبش سبز جشن تولد هفت سالگیش را می گیرد. همه ی دوستداران جنبش سبز برایش کادو آوردند.  ماهان 5 ساله، نیایش 6 ساله، علی 8 ساله، پانیذ 3 ساله، نیمای 6 ماهه و… جای تعدادی از دوستداران جنبش سبز مثل امین، آرش، متین و… هم خالی بود.

او بدون خوردن کیک و شام و بستنی، عجله دارد که کادوهایش را بازکند. ولی در این هنگام است که جنبش را به جلو می برد با بستن پارچه سبز به مچ دستش و با فرستادن نامه تبریک میرحسین موسوی جشن تولد کامل می شود. او کسی نیست جز به قول خودش پرهام مرد عنکبوتی قیصی زاده یکی ازسران جنبش سبز.

 

 
 

. ۰۶ مرداد ۱۳۸۸

 
 

  سروش زندانی می شود

من درخانه بودم كه لباس شخصي ها آمدند و من را به زور بردند. مرا در يك اتاقي با چشم بند و دستبند زندانی كرده بودند و يك فردي مي آمد به من مي گفت بگو بگو؛ اعتراف كن.

من مي گفتم چه بگويم؟

مي گفت بگو كه كارت سازمان يافته بوده.

من مي گفتم چه كاري اصلا من به چه جرمي اينجام؟

 به من گفت به جرم اغتشاش و برهم زدن فضاي سياسي فرهنگي اجتماعي و هنري مدرسه و تازه خيلي چيزهاي ديگر هم داشتي.

 من گفتم مثل چي؟

گفت فضولي در کلاس اول چهار و اذيت و آزار مبصر كلاس و تاخیر در آمدن به مدرسه.

من را چند روز دربازداشتگاه نگه داشتند كه بعد بردنم پيش معاون مدرسه و معاون هم بدون باز كردن پرونده, من را به چند سال زندان محكوم كرد. من وقتي كه در زندان بودم از بسكه فضولي كردم من را در سلول انفرادی زنداني كردند. بعد از چند ماه زنداني؛ مدیر مدرسه ما دست به كار شد ونامه اي نوشت به آموزش و پرورش. بعد از نوشتن نامه مدير مدرسه؛ آموزش و پروش دستور داد تا ما را آزاد كردند كه بعد از يك مدت, یکی آمد پيش من و از من عذرخواهي كرد. من گفتم براي چي عذرخواهي مي کنی؟ او گفت ما تو را اشتباهي زنداني كرديم و تو را به جاي كسي ديگرزنداني كرديم. وقتي كه او عذرخواهي كرد تقريبا ساعت 12 يا 1 ظهربود كه از خواب بيدارشدم و خوشحال شدم از اینکه همه اینها در خواب بوده. این هم خواب من که برایتان تعریف کردم. امیدوارم که شما این خوابها را نبینید برای اینکه من خیلی در خواب ترسیدم.

 

 
 

. ۱۰ خرداد ۱۳۸۸

 
 

  سروش و وضعیت جالب امتحان دادن

رفتیم که امتحان انشاء و نگارش را بدهیم که به نکته جالبی برخوردیم. مسولان مدرسه به ما گفتند برروی زمین باید امتحان بدهیم. آن هم در آفتاب گرم. مدرسه ما یک سالن امتحان هم دارد که کولرهایش خراب است و هوا در آنجا بیشتر از بیرون گرم است. نمی دانم چرا کولرهای سالن را درست نمی کنند. آیا این وضیعت لایق نوجوانان بوشهری است که باید بر روی زمین بنشینند و امتحان بدهند؟ در هیچ کجای جهان آموزش وپرورشی که به دانش آموزان این قدر بی توجه باشند نداریم. امید وارم با توجه مسولان نوجوانان ایرانی چنین مشکلاتی نداشته باشند. به امید بهبود این مشکلات.

 

 
 

. ۰۳ خرداد ۱۳۸۸

 
 

  سروش و سوالات بامزه امتحان

امتحان زبان داشتيم، رفتم در سالن امتحان و مشغول خواندن سوال ها شدم كه تعجب كردم. سوال ها هيچ كدام صورت مسله نداشتند وبه جاي آن ها از جمله هايي مثل: سوال زير را پاسخ دهيد-  سوال قبلي سخت بود نه حالا با اين سوال از دلت در ميارم - ديشب سريال ---- نديدي اشكال نداره امروزتكرارش رو نگاه كن و... بود که برای اولین بار بر روی برگه های سوالاتمان نوشته شده بود. به نظر من هم این گونه سوال کردن زیباست اما بیشتر در حد پیش دبستانی و کلاس اول ابتدایی است نه کلاس اول راهنمایی.

من نظر بچه ها رو نسبت به اين سوال ها پرسيدم كه نظرهاي شان را به هم مي خوانيم:

 محمدصادق فرشادفر : سوال ها خوب بود بخاطر اين كه استرسي كه در سر امتحان ايجاد مي شه به وسيله اين سوال ها آن استرس از بين مي رود.

محمدامين مرادي : سوال ها خوب بود زيرا خستگي را از تن آدم در مي آورد.

خادمي: به نظر من سوال ها خوب بود بخاطر اين كه آدم را به وجد مي آور و زيبا بود.

پويا عوض پور: سوال هاي متنوعي بود و هم چنين زيبا و خنده دار .

منفرد : به نظر من بد بود بخاطر اين كه صورت مسله نداشت و فقط در آن جمله هاي خنده دار بود.

 

 
 

. ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸

 
 

  توصیه دبیر ریاضی به سروش: در زندگی همانند ریاضیات باش

سلام، من روز های آخر مدرسه در کلاس اول راهنمایی از دبیر ریاضی آقای ابهت عيسوندي خواستم که به عنوان یادبود مطلبی برایم بنویسد. دبیر ریاضی برایم نوشت:

دانش آموز خوب و عزيزم سروش جان:

اميدوارم كه در تمام مراحل زندگي علي الخصوص در مراحل كسب دانش موفق  و پيروز باشيد. اميدوارم كه در سال هاي نه چندان دور نام شما را در بالاترين مدارج علمي ببينم. براي خودت و خانواده ي محترمت آرزوي سلامتي و موفقيت از خداوند بزرگ دارم.

در زندگي همانند رياضيات باش.

-         خوبي ها را به توان برسان

-         كدورتها را جذر بگير

-         دوستان خوب را جمع بزن

-         بدي ها را تفريق كن

 

 

 
 

. ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸

 
 

  سروش و خیلج فارس در کنار برج العرب

من و خانواده ام وقتی که به دبی سفر کردیم، وارد هتل که شدیم، نقشه ی امارات را باز کردم یک چیز جلب توجه کرد و آن این بود که خلیج فارس را با نام خلیج عرب به دروغ معرفی کرده بودند. من ناراحت شدم و گفتم این عرب ها می خواهند دریای خلیج همیشه فارس را به نام خودشان ثبت کنند.  روزی به کنار ساحل دریای خلیج فارس در کنار برج العرب رفتیم که می گفتند نشانه پیشرفت عربهاست. من در ساحل و در جلوی این برج عربها، کلمه ای زیبا نوشتم. کلمه ای که نه تنها عربها که هیچ کشور و قدرتی نمی تواند آنرا از صفحه تاریخ پاک کند. من نوشتم: خلیج فارس

 

 

 

 

 
 

. ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸

 
 

  سروش و درس محبت کردن

سرکلاس بودیم و موضوع درس محبت کردن بود . معلم یک خاطره برایمان تعریف کرد و گفت: حالم بد شده بود و رفتم بیمارستان و بستری شدم. یک پرستاری بود که هر روز می آمد و به من محبت می کرد و من همیشه منتظربودم که او بیاید و به من محبت کند...

یک دفعه یکی از بچه ها سوال کرد: آقا پرستاره زن بود یا مرد؟

معلممان گفت: فکر بد نکنید.

 بعد گفت: خاطره تعریف کردن به شما نیومده . کتاب ها را باز کنین تا درس بدهم.

 

 
 

. ۳۰ فروردين ۱۳۸۸

 
 

  اعتصاب سروش و نگرفتن جایزه

 

سرصف مدرسه بودیم که آمدند و اسامی دانش آموزان ممتاز کلاس های اول را برای قدردانی و دادن جایزه خواندند که اول دانش آموزان رتبه اول را تشویق کردند وبعد اسم مرا به عنوان دانش آموز رتبه دوم کلاسمان خواندند که بروم جایزه بگیرم، ولی من نرفتم و اصرارکردند ولی باز من قبول نکردم و به سر صف نرفتم. نرفتن من برای گرفتن جایزه دلیلی داشت که آن دلیل این بود که دانش آموزی که نمره هایش در امتحانات پایین تر از من بود؛ معدلش بالا تر از من شده و به عنوان شاگرد اول کلاس معرفی شد. آیا این حق من نبود که به جای او معرفی می شدم؟ چرا نمره هایی که بعد از امتحان سر کلاس معلم ها خواندند همانها در کارنامه نیامد؟ در کارنامه نفر اول نمره هایی اضافه شده که حق او نبود. با اضافه شدن این نمره  ها حق من و کسانی مثل من از بین  رفته، چرا در کار معلم ها دخالت می شود؟ این نمره اضافه کردن های بی مورد تقصیر چه کسی است؟

 

 
 

. ۱۶ فروردين ۱۳۸۸

 
 

  سروش و بی برنامگی آموزش و پرورش

در این مطلب می خواهم به بی برنامگی آموزش و پرورش بپردازم:

1- روز دوم بعد از نوروز که به مدرسه رفتم، سر کلاس زبان، ناظم آمد و کلاس زبان را تعطیل کرد و  گفت دانش آموزان خسته شدند و بهتر است بروید و پاکت های شیر را از تاکسی بار خالی کنید. بعضی بچه ها ازاین کار فرار می کردند که خودم هم از این گروه بودم. زنگ بعد دیدیم که به هر نفر 14 پاکت شیر دادند در صورتی که قبل از آن, ماهی یک بار هم به ما شیر نمی دادند. بچه ها از این کار تعجب کردند و گفتند ای کاش این شیرها را در ماههای قبل و به نوبت به ما می دادند.

2- امروز وقتی پرهام از مدرسه به خانه آمد, دیدیم که پیک نوروزی به او داده اند. خیلی جالب بود برای اینکه پیک نوروزی پرهام را بعد از تعطیلات نوروز به آنها داده بودند.

3- دختر خالم زنگ زد چند تا سوال داشت که مربوط به پیک نوروزی بود وقتی سوالش را مطرح کرد فهمیدیم پیک نوروزیش مربوط به سال گذشته است که سال 87 را پاک کرده و بجایش نوشته بودند 1388.

 آیا این بی برنامگی نیست که سبب شده پیک نوروزی برادرم را بعد از عید بدهند. یا چهارده شیری که باید زمستان به ما می دادند با هم در تابستان بدهند و چرا باید پیک نوروزی پنجمی ها مثل پارسال باشد؟ آیا این نکاتی را که نوشتم به نظر شما عجیب نیست؟ در کجای دنیا به غیر از اینجا پیک نوروزی را بعد از عید می دهند! و در کجای دنیا شیر زمستان را تابستان می دهند! به امید حل شدن بی برنامگی آموزش وپرورش.