لینکهای روزانه
  â عکس هایی از کلیسای بوشهر
â عکس هایی از لنج های بوشهر
â عکس هایی از خانه رئیسعلی دلواری
â چیستان و معما
â جوکهای خواندنی
â تصاويري از ماشينهاي زيبا
 
بايگانی
 

âموضوعی

âماهانه

مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴

 
صفحات
 

âموضوعی

۱

 
لینکهای ورودی
  bizplane.50webs.com
eintimuq.cwahi.net
eintimu.321webs.com
dstyler.freewebhostx.com
yandex.ru
dintimus.surge8.com
dintimuq.cwahi.net
dintimu.321webs.com
cstyler.freewebhostx.com
cintimus.surge8.com
cintimu.321webs.com
bstyler.freewebhostx.com
bintimus.surge8.com
bintimuq.cwahi.net
bintimu.321webs.com
astyler.freewebhostx.com
aintimus.surge8.com
aintimuq.cwahi.net
aintimu.321webs.com
hudoigec.belastend.de
 
لینکهای ثابت
  هفته نامه نسيم جنوب
عمو پورنگ
كوچولوها
كودكان
كانون پرورش فكري
دارا و سارا
 
آمار بازدید
 

امروز: ۱۷۹ بازديد
ديروز: ۱۶۸۵ بازديد
اين ماه: ۲۲۳۰۹ بازديد
از ابتدا: ۳۵۴۸۴۳ بازديد

 
 
 
 

. ۲۸ اسفند ۱۳۸۷

 
 

  سروش و نرفتن به اردو

یک روز وقتی دیر به مدرسه رسیدم، سعی کردم که کسی مرا نبیند و یواشکی خودم را در صف جا دهم که تقریبا موفق شدم. بعد مدیر آمد سر صف و توضیح داد که به ما بخشنامه رسیده چون امسال تعطیلی زیاد بوده از اردو خبری نیست.

همه ی بچه ها از این حرف آقای مدیر دادشان در آمد.  من در این  مطلب می خواهم بگویم مگر ما گفتیم باران بیاید و مدرسه ها را تعطیل کنند؟ مگر ما گفتیم گرد و خاک بیاید و مدرسه ها تعطیل شود؟ تازه از این گذشته، بیشتر مدارس بوشهر به اردو رفتند و چون اردوی ما را هی امروز و فردا کردند تا دور شد و ما را نبردند تا بخشنامه آمد. اردو نرفتن ما تقصیر کیه؟

 

 
 

. ۱۹ اسفند ۱۳۸۷

 
 

  سروش مبصر مي شود

سلام من در اين مطلب مي خواهم درباره قيام دانش آموزان اول چهار مدرسه شاهد بر ضد مبصر به رهبري سروش قيصي زاده را برايتان شرح دهم :

مبصر اسم من را هر زنگ بدون استثنا مي نوشت. گذشت و گذشت تا فكري به نظرم رسيد كه گروهي را بر عليه مبصر به نام «گروه ضد مبصر» تشكيل بدهم و همين كار را هم كردم كه با حمايت عجيب بچه ها روبرو شدم. در گروه ضد مبصر بيشتر دانش آموزان كلاس بودند كه بر عليه مبصر از انجام دادن هيچ كاري كوتاهي نمي كرديم. بارها و بارها پيش مدير و ناظم رفتيم و خواستار بر كناري مبصر شديم ولي ناموفق بوديم. ما بر عليه مبصر شعار مي داديم و زنگ هاي تفريح مخفيانه وارد كلاس مي شديم و شعار بر عليه مبصر مي نوشتيم. آن قدر مبصر را اذيت كرديم تا مبصر استعفانامه نوشت و آن استعفا را پيش ناظم برد، ولي ناظم قبول نكرد. تا اينكه يك روز همه ي دانش آموزان به غير از مبصر، رفتيم پيش مشاور مدرسه و بر عليه مبصر شكايت كرديم. مشاور مدرسه به مبصر گفت بيايد و مبصر هم آمد. به مبصر گفت يك دانش آموزپيدا كن تا به نفع تو شهادت بدهد، مبصر ناكام ماند و نتوانست يك دانش آموز بنفع خود پيدا كند و تصميم گرفتند كه انتخابات مبصر كلاس از دوباره تشكيل شود.

 به اصرار بيشتر دانش آموزان كلاس، من كانديدا شدم و در اين انتخابات بين 7 نفر كانديدا و 29 نفر شركت كننده، من با 20 راي اول شدم و جشن بركناري مبصر قبلي را گرفتيم. جمعي در دفترشان شعار مي نوشتند و يك گروه هم مرا بالا بردند و شعار مي دادند: قيصي زاده فرشته است / ديو چو بيرون رود قيصي زاده در آيد / امروز روز آزاديست جاي معتمد خاليست (معتمد آن روز غايب بود).

اين بود كه من شدم مبصر كلاس.