لینکهای روزانه
  â عکس هایی از کلیسای بوشهر
â عکس هایی از لنج های بوشهر
â عکس هایی از خانه رئیسعلی دلواری
â چیستان و معما
â جوکهای خواندنی
â تصاويري از ماشينهاي زيبا
 
بايگانی
 

âموضوعی

âماهانه

مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴

 
صفحات
 

âموضوعی

۱

 
لینکهای ورودی
  bizplane.50webs.com
fintimuq.cwahi.net
fintimu.321webs.com
eintimus.surge8.com
eintimuq.cwahi.net
eintimu.321webs.com
dstyler.freewebhostx.com
yandex.ru
dintimus.surge8.com
dintimuq.cwahi.net
dintimu.321webs.com
cstyler.freewebhostx.com
cintimus.surge8.com
cintimu.321webs.com
bstyler.freewebhostx.com
bintimus.surge8.com
bintimuq.cwahi.net
bintimu.321webs.com
astyler.freewebhostx.com
aintimus.surge8.com
 
لینکهای ثابت
  هفته نامه نسيم جنوب
عمو پورنگ
كوچولوها
كودكان
كانون پرورش فكري
دارا و سارا
 
آمار بازدید
 

امروز: ۲۰۶ بازديد
ديروز: ۱۶۸۵ بازديد
اين ماه: ۲۲۳۳۶ بازديد
از ابتدا: ۳۵۴۸۷۰ بازديد

 
 
 
 

. ۲۹ اسفند ۱۳۸۴

 
 

  سروش و شب دلهره ها

29 اسفند 1384

سلام. من عيد را به شما تبريك مي گويم.

راستي من هم به شب دلهره ها رفتم

همان شب دلهره ها

دلهره هايي كه 16 زخمي به همراه داشت

 ما به شب دلهره هايي رفتيم كه خودمان هم ترقه داشتيم .

شب چهارشنبه سوري همه مردم بوشهر در كنار دريا جمع شده بودند و ما هم رفتيم. ما يك عدد ترقه بمبي و4 عدد  فشفشه نوراني با خود برده بوديم و من آنجا ترقه و فشفشه زدم. آن جا زير پاي من هم ترقه انداختند. نمي دانم چه ترقه اي بود و بعد آن قدر صدا زياد شد و شلوغ شد كه ديگر بر گشتيم.

 راستي آقاي خليلي براي درس دادن روزنامه نگاري به شهر بوشهر آمد. آقاي خليلي توي كلاس روزنامه نگاري به خبرنگاران بوشهر درس ميداد.

ما به همراه نويسنده ها و خبرنگارا به اردوگاه چاهكوتاه رفتيم. اول نمي گذاشتند داخل بشويم آخه قرار بود 

يك بنده خدايي زودتر از ما برسد اما ما زودتر آمديم و خلاصه به هر دردسري بود داخل اردوگاه شديم

و يك گوشه زير درختان زيبا نشستيم.

آقايان ياحسيني، خورشيد فقيه، معتمد، موذني، يوسفي ، قاضي زاده ، حشمتي ، مهدي زاده ، بنه گزي، موحد، منصور نژاد، جعفري و عليخواه نويسندگان و خبرنگاران زيادي با ما بودند. در آنجا همه درباره هفته نامه هايشان بحث ميكردند.

آن جا تخمه و ميوه خورديم و ظهر هم چلو كباب خورديم. من نتوانستم تمام چلوكباب را بخورم چون به اندازي سه نفر بود. بعد حسابي اذيت سعيد بردستاني كردم چون همش سنگ مي زد توي پام.

بعدش ما به بندرگاه هم رفتيم. من در كنار دريا گوش ماهي جمع كردم ودو سه تا عكس گرفتم وقدم ميزدم. آن ها آبميوه دادند ومن هم خوردم. خيلي خوش گذشت.

 و اما نوروز. من احساس خوبي دارم چون عيد است و مدرسه ها تعطيل است من براي سالي جديد

آماده ميشوم. من خاطرات نوروز خودم را برايتان بعد مينويسم.

لينک| ۱۰:۵۶|