|

سلام من دیده ام که پرهام به مرد عنکبوتی خیلی علاقه مند شده است. پرهام کتاب مردعنکبوتی، پوستر مرد عنکبوتی، سی دی مرد عنکبوتی، عروسک مرد عنکبوتی و کفش مرد عنکبوتی دارد. شب پرهام قصه ی مرد عنکبوتی برامون تعریف می کند. خلاصه ما رفته بودیم بازار، پرهام عروسک بادی مرد عنکبوتی را دید خودش را به زمین زد و جیغ کشید که من عروسک مرد عنکبوتی می خوام که آخر براش گرفتیم.
یک روز می خواستیم بریم کفش برای پرهام بگیریم رفتیم یک مغازه، کفش مرد عنکبوتی داشت. پرهام گفت من کفش مرد عنکبوتی میخواهم که کفش مرد عنکبوتی براش کوچک بود ولی جیغ کشید من می خوام، ما براش نخریدیم همون طور که داشت گریه می کرد من یک دمپایی مرد عنکبوتی دیدم. گفتم دمپایی مرد عنکبوتی و بعد رفتیم اندازه گرفتیم و خدا را شکر اندازه اش بود.
راستی پرهام یک شرت مرد عنکبوتی هم داره، وقتی میپوشید و کسی به خانه ما میومد، شلوارش را میکشید پایین و شورتش را نشان میداد و میگفت مرد عنکبوتی. خلاصه آبروریزی بود و شورته را قایم کردیم که دیگه نپوشه.
پرهام خیلی به مرد عنکبوتی علاقه داره و روی سر و کول من و بابام میپره و میگه مرد عنکبوتی.
|