لینکهای روزانه
  â عکس هایی از کلیسای بوشهر
â عکس هایی از لنج های بوشهر
â عکس هایی از خانه رئیسعلی دلواری
â چیستان و معما
â جوکهای خواندنی
â تصاويري از ماشينهاي زيبا
 
بايگانی
 

âموضوعی

âماهانه

مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴

 
صفحات
 

âموضوعی

۱

 
لینکهای ورودی
  bizplane.50webs.com
eintimuq.cwahi.net
eintimu.321webs.com
dstyler.freewebhostx.com
yandex.ru
dintimus.surge8.com
dintimuq.cwahi.net
dintimu.321webs.com
cstyler.freewebhostx.com
cintimus.surge8.com
cintimu.321webs.com
bstyler.freewebhostx.com
bintimus.surge8.com
bintimuq.cwahi.net
bintimu.321webs.com
astyler.freewebhostx.com
aintimus.surge8.com
aintimuq.cwahi.net
aintimu.321webs.com
hudoigec.belastend.de
 
لینکهای ثابت
  هفته نامه نسيم جنوب
عمو پورنگ
كوچولوها
كودكان
كانون پرورش فكري
دارا و سارا
 
آمار بازدید
 

امروز: ۱۷۵ بازديد
ديروز: ۱۶۸۵ بازديد
اين ماه: ۲۲۳۰۵ بازديد
از ابتدا: ۳۵۴۸۳۹ بازديد

 
 
 
 

. ۱۶ بهمن ۱۳۸۴

 
 

  سروش و سه موضوع

16 بهمن 1384

سلام این روز ها سر من خیلی شلوغ شده چون فصل امتحانات بود. اولین امتحان من ریاضی بود. البته امتحانات من تمام شده، امتحان ریاضی را زیاد سخت نگرفتند و من بیست گرفتم. دومین امتحان بنویسیم، بود اکثر بچه ها نمره ی خوبی گرفتن واما امتحان املا بیشتر کم آوردند تا بیست. الحمدالله من  بیست گرفتم. راستی من آبله مرغان گرفته بودم و حسابی خال خالی شده بودم و یک روز نخوابیدم. در کلاس ما ده نفر با هم آبله مرغان گرفته بودند که بدتر از همه امان پویا امیران گرفته بود.

بچه هايي هم كه سالم بودند به معلم می گفتند كلاس ما را تعطیل کنید. اما امتحان خوش نویسی و نقاشی، این دو تا امتحان با هم بود. یک برگه به ما دادندم یک طرف آن نقاشی کنیم و یک طرف آن خوش نویسی بنویسیم.

 در طول این مدت اکبرنیا برایمان شعر گیلانی خواند. راستی دست من سوخته بود. من كنار بخاري دستمال را آتش زدم و بعد می خواستم خودم رو به آب برسانم که نرسيدم و یک دفعه آن را انداختم ولي دستم سوخت وحدود سه ساعت از درد دور خانه چرخ زدم. شما ديگر با بخاري بازي نكنيد. 

لينک| ۱۲:۳۱| "(۰)