لینکهای روزانه
  â عکس هایی از کلیسای بوشهر
â عکس هایی از لنج های بوشهر
â عکس هایی از خانه رئیسعلی دلواری
â چیستان و معما
â جوکهای خواندنی
â تصاويري از ماشينهاي زيبا
 
بايگانی
 

âموضوعی

âماهانه

مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴

 
صفحات
 

âموضوعی

۱

 
لینکهای ورودی
  mkdtkudkde.my3gb.com
msrtseda.my3gb.com
justladyhoz.free.bg
srtjdtkfga.my3gb.com
myjanet.40gigs.com
dietaplus2010dj.free.bg
dietgirlcbd.nahezu.de
jdietaaqu.hit.bg
hudobaia.free.bg
newdietfa.hit.bg
diabetdietazu.surge8.com
justladyytx.hit.bg
hudoiw.leadhoster.com
myjaner.40gigs.com
mydietasysw.free.bg
ladyfitnesszr.free.bg
hudoie.leadhoster.com
nadietefu.foren.in
myjaney.40gigs.com
rudietqc.hit.bg
 
لینکهای ثابت
  هفته نامه نسيم جنوب
عمو پورنگ
كوچولوها
كودكان
كانون پرورش فكري
دارا و سارا
 
آمار بازدید
 

امروز: ۶۳۴ بازديد
ديروز: ۱۶۰۰ بازديد
اين ماه: ۲۹۵۴۹ بازديد
از ابتدا: ۳۶۲۰۸۳ بازديد

 
 
 
 

. ۱۷ شهريور ۱۳۸۸

 
 

  سروش اعتراف می کند

این مطلبی که من می خواهم بنویسم با بقیه مطلب هایم متفاوت است. من می خواهم اعتراف کنم. من کلاس اول راهنمایی که بودم به رهبری دانش آموزان اول چهار با رژیم غاصب گر مبصر جنگیدیم و او را که بچه ها را اذیت میکرد از تخت به پایین آوردیم و بعد از پیروزی من با رای بچه ها شدم مبصر کلاس. روز بعد من کابینه ام را معرفی کردم که شامل دو مشاور و دو ماساژور کاملا حرفه ای و دو معاون و سه و چهارتا هم مبصرمخفی بودند. بعد از آن کم کم من به سوی دیکتاتوری رفتم. درکلاس قانون شد که وقتی من وارد می شوم همه  کلاس باید جلویم بلند شوند و دست بزنند و تا وقتی که من نگفتم از دست زدن دست برندارند. هر کس که دوست داشت که معلم بهش مثبت بده یا سرکلاس تشویقش کنه یا مثلا نیم نمره به مثتمرش اضاف بشه فقط کافی بود برود پیش مدیر و ناظم و تعریف مبصر اول چهار را کند تا من هم اسمش را توی خوب ها بنویسم. وقتی من  وارد کلاس می شدم و پایم را روی میز معلم می گذاشتم بچه ها فریاد می زدند سروش پا طلایی یا سروش پنجه طلایی ومن کیف می کردم. البته این شاهی زیاد طول نکشید و یک روز که من به کلاس رفتم آنقدر من و بچه ها شلوغ کردیم که مدیر آمد و رفراندم برگزار کرد تا من مبصر بمانم یا نه و همان هایی که سروش پا طلایی و سروش پنجه طلایی می گفتند برعلیه من رای دادند و مرا ازتخت قدرت به زیرکشیدند و عاقبت دیکتاتوری مثل من هم مثل بقیه دیکتاتورها شد.

 

 
 

. ۰۶ شهريور ۱۳۸۸

 
 

  دو عکس از سروش

من مدتی است که به کلاس عکاسی می روم و استاد من آقای کیانپور است. در اینجا دو عکس مرا از مسجد توحید بوشهر می بینید: