لینکهای روزانه
  â عکس هایی از کلیسای بوشهر
â عکس هایی از لنج های بوشهر
â عکس هایی از خانه رئیسعلی دلواری
â چیستان و معما
â جوکهای خواندنی
â تصاويري از ماشينهاي زيبا
 
بايگانی
 

âموضوعی

âماهانه

مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴

 
صفحات
 

âموضوعی

۱

 
لینکهای ورودی
  zxdfjsdtkd.my3gb.com
msrtseda.my3gb.com
mkdtkudkde.my3gb.com
justladyhoz.free.bg
srtjdtkfga.my3gb.com
myjanet.40gigs.com
dietaplus2010dj.free.bg
dietgirlcbd.nahezu.de
jdietaaqu.hit.bg
hudobaia.free.bg
newdietfa.hit.bg
diabetdietazu.surge8.com
justladyytx.hit.bg
hudoiw.leadhoster.com
myjaner.40gigs.com
mydietasysw.free.bg
ladyfitnesszr.free.bg
hudoie.leadhoster.com
nadietefu.foren.in
myjaney.40gigs.com
 
لینکهای ثابت
  هفته نامه نسيم جنوب
عمو پورنگ
كوچولوها
كودكان
كانون پرورش فكري
دارا و سارا
 
آمار بازدید
 

امروز: ۶۴۷ بازديد
ديروز: ۱۶۰۰ بازديد
اين ماه: ۲۹۵۶۲ بازديد
از ابتدا: ۳۶۲۰۹۶ بازديد

 
 
 
 

. ۱۲ مرداد ۱۳۸۷

 
 

   سروش و جشن تولد

سلام من در این مطلب می خواهم در مورد جشن تولدم بنویسم. من معمولا جشن تولدم را پایان سال تحصیلی می گیرم. در این سال هم همین طور شد و در آخرین روز امتحان، کارت دعوتم را دادم و من تمام بچه های کلاسمان را دعوت کرده بودم. خوب برسیم به روز تولد. کم کم بچه های کلاسمان آمدند و پرهام کادو ها را از آن ها می گرفت. چند دقیقه بعد پدر و مادرم به همراه کیک آمدند. خوب اول تولد يكي داشت ارگ مي زد و همه نگاه هم می کردند  بعد از چند دقیقه تمام بچه های کلاس حلقه زدند ودو تا از بچه های کلاس آمدند وسط و بالا و پايين پريدند. بعد همه ی بچه ها رفتند در اتاق من برای فوتبال بازی با پلي استشن، هرکس که می خواست بازی کنه باید پیش من می آمد واسم می نوشت. بازی اول بین احسان اسمعیلی و علم بلادی برگزار شد. آن های که طرفدار علم بلادی بودند در یک طرف و کسانی که طرفدار احسان اسمعیلی بودند در یک طرف دیگر. ما هم که تماشاگر نما بودیم. تقریبا وسط بازی بود که مادرم گفت بیايین کیک بخورین. ما رفتیم کیک خوردیم. وقتي كه خواستيم که ادامه بازی را انجام بدهیم مادرم گفت بیايین ساندویچ بخورین كه ما رفتیم ساندویچ خوردیم و بعد از ساندویچ خوردن دوباره رفتیم تا ادامه ی بازی را کنیم که خوش بختانه بازی به پایان رسید.

بعد از بازی رفتیم کادوها را باز کردیم و عکس دست جمعی گرفتیم. بعدهم رفتیم در حیاط و به یار کشی برای فوتبال مشغول شدیم که پدرم آمد و گفت هرکی دوست دارد برود آن دروازه و هر کی دوست دارد برود دروازه ی دیگر. در اين بازي هیچکس کار توپ نداشت و فقط پای هم را می زدیم و پایان جشن تولد من با فوتبال بازي بچه ها بود.