سلام. من اين روزها دارم امتحان ميدهم. امتحان نوبت دوم. بعد كه قبول شدم ميرم كلاس چهارم.
امتحان هديه آسماني داشتيم و خانم معلم از يكي از بچه ها پرسيد كه حجاب يك زن مسلمان بايد چگونه باشد؟ جواب داد : خانم اجازه بايد در خانه حجاب را رعايت كند و در بيرون رعايت نكند. ما همگي خنديديم و ازش نمره كم شد.
چند وقت پيش كارنامه هاي نوبت اول را به ما داده بودند تا ما نشان پدر و مادرمان بدهيم. من همه نمرات را بيست برده بودم. خانم پاژوند معلم مان گفت بچه هاي فردا كارنامه هايتان را بدهيد تا پدرتان امضاء كند و با خود بياوريد. بعد بچه هاي كارنامه هاي خود را آوردند. يكي از بچه ها به نام مسعود روي كارنامه اش چاي ريخته بود و بقدري مچاله شده بود كه خانم بهش گفت مگر كارنامه ات را جويدي؟ پدر و مادر يكي ديگر از بچه ها پشت كارنامه بچه اشان حساب و كتاب كرده بودند و قيمت خريد برنج و ميوه را نوشته بودند. من هم يادم رفته بود كه كارنامه ام را با خود ببرم. بعد كه زنگ زد و ما آمديم بيرون تازه فهميديم كه بچه خانم معلم خودش هم كارنامه اش را گم كرده بود و با خود نياورده بود.